توجه: به علت طولانی بودن این مقاله در دو بخش برای مطالعه شما قرار خواهد گرفت. بخش بعدی را می‌توانید فردا پس از انتشار این مقاله مطالعه کنید

در برنامه اصلی طراحی و مهندسی سرفیس بوک ۲ قرار بود که این لپ‌تاپ یک مدل مفهومی و کاربردی‌تر نسبت به مدل سرفیس بوک پرو باشد. همچنین به عنوان این دستگاه، یک سیستم ویندوز لمسی با توانایی پشتیبانی از موارد مختلف دیجیتالی را دارد که صفحه نمایش آن کمی بزرگتر از ۱۳ اینچ است و از یک پردازنده قوی‌تر و گرافیک مجزا نیز بهره می‌برد و به نظر می‌رسد که شرکت مایکروسافت به این تولید خود افتخار و تا حدودی این موضوع را می‌توان در قیمت ۱۵۰۰ دلاری آن مشاهده کرد.

این غرور هنوز هم به وضوح در سرفیس بوک ۲ قابل مشاهده است. مایکروسافت از این تولید خود بسیار راضی بوده و در تلاش برای ارتقا این سری از تولیداتش است. در حالت کلی، تمامی این لپ‌تاپ ها شبیه به یکدیگرند و فقط در یک مورد با هم تفاوت دارند و آن هم بحث اندازه آن‌هاست. بله!!! این موضوع حقیقت دارد؛ شما می‌توانید سرفیس را با صفحه نمایش ۱۵ اینچی سفارش دهید. بزرگترین مدل مایکروسافت سرفیس بوک ۲ از ۲۵۰۰ دلار شروع می‌شود. این لپ‌تاپ  دارای پردازنده نسل ۸ اینتلCore i7 ، رم ۱۶ گیگابایتی، حافظه داخلی ۲۵۶ گیگابایت هارد SSD و گرافیکNvidia GTX 1060 می‌باشد. البته یک مدل ۳۳۰۰ دلاری هم موجود است که دارای هارد ۱ ترابایتی می‌باشد اما نکته قابل توجه این است که مایکروسافت هیچ امتیاز و ارزشی برای بودجه کاربران قائل نیست چرا که شما باید بابت هر بخش جزئی از سخت‌افزار این لپ‌تاپ پول پرداخت کنید هرچند ممکن است بعضی از این جزئیات ارزش پرداخت هزینه را ندارند.

شروعی دوباره

معرفی طراحی سرفیس بوک ۲ در واقع معرفی طراحی سرفیس بوک است چرا که این دو مدل شباهت بسیاری نسبت با یکدیگر دارند. همچون مدل‌های قبلی، سرفیس بوک ۲ هم بدنه‌ای دارد که از فلزهای قوی مانند نقره پوشیده شده است که این مطلب ما را یاد بدنه اپل مک‌بوک می‌اندازد. اما موفقیت بزرگ مایکروسافت در تولید این سری، این است که صفحه نمایش سرفیس بوک ۲ را می‌توان از آن جدا کرد.

سرفیس بوک ۲ دارای یک لولای باز و بسته شدن صفحه نمایش مخصوص می‌باشد که به تازگی برای این سری طراحی کرده است. این لولا شبیه بند یک ساعت بوده و دارای یک بازوی رباتیک جت‌سون است که سخت‌افزار آن می‌تواند صفحه کلید را به صفحه نمایش متصل کند. اما لولا این لپ‌تاپ همانند لولاهای لپ‌تاپ‌های دیگر نیست بلکه این لولا بیشتر شبیه به یک شیار در قسمت پشتی لپ‌تاپ است. در واقع این لولا فقط وظیفه بالا و پایین کردن یا تا کردن صفحه نمایش لپ‌تاپ را بر عهده ندارد.

ممکن است با توجه به تصاویر و مطالب گفته شده در بالا، نظری در مورد این لولا داشته باشید ولی باید بگوییم که پس از مشاهده و استفاده از این لپ‌تاپ نظر شما تغییر نخواهد کرد. همانند مدل ۱۳ اینچی، در مدل ۱۵ اینچی هم از همین مدل لولا استفاده شده است اما مشکلی که وجود دارد این است که اگر به وسیله لولا صفحه نمایش و قسمت پایینی را به یکدیگر متصل کنید و آن را ببندید و یا در حالت های مختلف آن را به کار گیرید، قطر این لپ‌تاپ بسیار زیاد می‌شود و جا دادن و یا قرار دادن ابزاری همانند قلم این دستگاه درون آن کار سختی است. این لولا یک وظیفه دیگر هم برعهده دارد؛ در واقع زمانی که شما در حالت عادی صفحه نمایش را به کیبورد متصل و کمی صفحه نمایش را باز می‌کنید فشار رو به عقب زیاد می‌شود و ممکن است هنگام استفاده در خانه و یا روی میز کار، باعث افتادن لپ‌تاپ از شوید اما به لطف ساخت این لولای جدید دیگر جای نگرانی برای این موضوع نیست. در واقع این لولا یک تعادل بین وزن صفحه نمایش و پایه و همچنین حالتی که قرار گرفته است ایجاد می‌کند که مانع از بروز چنین مشکلاتی می‌شود. اما باید این موضوع هم اضافه کرد که اگر به دنبال یک دستگاه قابل‌حمل و  جمع‌وجور می‌گردید، مایکروسافت سرفیس بوک ۲ بهتر از مدل قبلی یعنی مایکروسافت سرفیس پرو می‌باشد.

یکی دیگر از ویژگی های این لولا این است که صفحه نمایش شما به طور کامل قابل مشاهده و استفاده است که یک ویژگی منحصر به فرد به حساب می‌آید. رقابت بین مدل‌های مختلف این نوع از لپ‌تاپ که در واقع ۲در۱  به حساب می‌آید بسیار شدید است و رقیبان جدی مانند لنوو Yoga و اچ‌پی در این میدان وجود دارد که البته نمی‌توان پایه یا در واقع صفحه نمایش را از کیبورد جدا کرد. باید به این موضوع هم اشاره کنیم که وزن این مدل نسبت به رقیبان بسیار کمتر است یعنی مدل های مشابه حدود ۴٫۴ پوند وزن دارد در صورتی که وزن این مدل در حالت تبلت حدود ۱٫۷ پوند می‌باشد.

با اینکه در بالا، از مزایای استفاده از لولای جدید به کار رفته در این لپ‌تاپ صحبت کردیم اما باید گفت این قطعه کامل نیست. در ادامه به چند مشکلی که این لولا دارد اشاره می‌کنیم. در حالتی که صفحه نمایش متصل می‌شود، بسیار محکم است و تقریباً انعطاف‌پذیری کمی دارد بنابراین با زدن دکمه به سرعت صفحه نمایش جدا خواهد شد در صورتی که اتصال صفحه نمایش به کیبورد بسیار سخت است و صفحه نمایش کاملاً صاف در جای خود قرار نمی‌گیرد و فعال شدنش می‌تواند تا چند دقیق طول بکشد. هیچ پایه نگهدارنده‌ای روی صفحه نمایش وجود ندارد بنابراین اگر نمایشگر را از پایه جدا و فراموش کنید که کدام قسمت مربوط به اتصال است به یک مشکل بزرگ بر خواهید خورد چرا که همانطور که در بالا گفتیم مشخص نیست کدام قسمت برای اتصال به پایه است و از طرفی، لولا به خوبی بر روی صفحه نمایش بسته نمی‌شود و انعطاف پذیری خود را از دست می‌دهد و در واقع بیشتر یک پایه نگهدارنده می‌شود تا یک لولا.

اما درمورد اتصالات این لپ‌تاپ باید گفت، سرفیس ۲ دارای دو پورت USB-A 3.0 می‌باشد که تقریباً قدیمی است. همچنین یک پورت USB Type-C بدون تاندربولت ۳ و اتصالات معمولی مثل ورودی شارژر نیز در این محصول مایکروسافت دیده می‌شود. اما بخش‌هایی هم در کنار صفحه نمایش وجود دارد که برای استفاده در حالت تبلت به کار می‌آیند؛ در این بخش یک ورودی کارت SD و یک جک برای هدفون وجود دارد. اما باید به این نکته هم توجه کرد که در حالت تبلت پورت USB وجود ندارد که شاید یک محدودیت به حساب بیاید.

لپ‌تاپ های رقیب این مدل با صفحه نمایش ۱۵ اینچی همانند HP Spectre x360  از تاندربولت۳ پشتیبانی می‌کنند و صفحه نمایش آن هم با اتصال به قسمت دوم لپ‌تاپ و برقراری ارتباط بین پردازنده گرافیکی و صفحه نمایش، کیفیت نمایشگر را هم افزایش می‌دهد. بیشتر لپ‌تاپ های ۱۵ اینچی همانند اپل مک بوک پرو ۱۵ و یا Dell XPS 15 با یک تغییر که نمی‌توان گفت بهتر اما کاربردی‌تر، تاندربولت ۳ را به پورت Legacy اضافه می‌کند. شاید اینگونه بتوان گفت که با اعمال این تغییر کیفیت اتصالات بهتر می‌شود. اما به این موضوع هم باید اشاره کرد که وزن مدل‌های ۲در۱ ساخته شده به عنوان یک دستگاه قابل حمل سنگین است پس اگر قصد استفاده از یک دستگاه تبدیل شونده را دارید باید وزن سنگین این دستگاه ها را هم تحمل کنید.

ضربه بزنید، لمس کنید و از قلم استفاده کنید

تجربه تایپ کردن و استفاده از کیبورد مایکروسافت سرفیس بوک ۲ همانند نسخه های قبلی این سری است با این تفاوت که اندازه صفحه کلید در این دستگاه، بر اساس اندازه‌های مختلف متفاوت می‌باشد. کیبورد مدل ۱۵ اینچی این لپ‌تاپ دارای فضای بیشتری است و به همین دلیل دارای نام پد هم می‌باشد. این موضوع برای حسابداران یا کسانی که با اعداد ارقام سروکار دارند شاید کمی ناخوشایند باشد اما برای کاربران عادی که یک چیدمان اصلی و متمرکز را ترجیح می‌دهند خوب و به نوعی کارآمد است.

دکمه های کیبورد تأثیر زیادی در حس لذت‌بخش بودن تایپ کردن دارند و این موضوع که صفحه کلید یک لپ‌تاپ چه‌قدر خوب طراحی شده است سخاوت شرکت سازنده را نشان می‌دهد؛ به زبان ساده‌تر، کیفیت جزئیاتی که در لپ‌تاپ به کار رفته، نشان دهنده کیفیت ساخت آن لپ‌تاپ است. به نظر نمی‌رسد که در هنگام تایپ با سرعت بالا و کیبورد لمسی این لپ‌تاپ مشکلی به وجود بیاید اما برای کسانی که کمی دستشان بزرگ است و یا قصد دارند با دو دست تایپ کنند، امکان دارد به راحتی موفق به انجام این عمل نشوند چرا که فضای بین دکمه ها زیاد نیست.

ما انتظار وجود نور زمینه در کیبورد این لپ‌تاپ را نداشتیم. اما این قابلیت در این دستگاه به چشم می‌خورد و مایکروسافت برای مدیریت میزان نور کیبورد سه سطح قرار داده است که شما می‌توانید با سلیقه خودتان و یا بر اساس شارژ باتری، آن را مدیریت کنید. به هر حال، نورپردازی کیبورد به ‌طور کامل انجام نشده و نور از بین دکمه‌های کیبورد ساطع می‌شود البته باید به این موضوع هم اشاره کنیم که این خیلی مشکل بزرگی نیست اما برای یک دستگاه لوکس با چنین قیمتی و در مقایسه با رقیبان نقطه ضعف به حساب می‌آید. به عنوان مثال یکی از رقیبان این لپ‌تاپ یعنی اپل مک‌بوک پرو این مشکل را ندارد.

تاچ‌پد این لپ‌تاپ به اندازه کافی بزرگ است اما کمی به نسبت مدل‌های ۲در۱ سایز کوچک‌تری دارد. شاید به عنوان یک ایده‌آل برای تاچ‌پد، چنین لپ‌تاپ‌هایی این است که صفحه لمس ماوس به طور کامل زیر کیبورد را کاملاً پوشش دهد. این تاچ‌پد به اندازه‌ای کافی است که می‌توان تمام دستور های تعریف شده برای ویندوز ۱۰ را با آن انجام داد. برای مثال شما می‌توانید با ضربه زدن به تاچ پد با سه انگشت (بالا یا پایین کشیدن) تب یا بخش مدیریت خود را باز کنید و یا با ضربه زدن و بالا و پایین کردن دو انگشت صفحات مختلف را بررسی نمایید. همچنین تغییر اعمال شده بر دکمه های چپ/راست بسیار رضایت بخش است و بازخورد بهتری نسبت به مدل‌های قبلی دارد.

البته می‌توانید به صفحه نمایش هم ضربه بزنید و از قابلیت لمسی بودن نمایشگر هم استفاده کنید. مهندسی و طراحی‌های جدیدی که مایکروسافت انجام داده است سبب شده تا فاصله بین شیشه صفحه نمایش تا ال‌سی‌دی به شدت کاهش یابد. اگر قصد استفاده از دستگاه به عنوان تبلت و یا نمایشگر لمسی را دارید، باید گفت که مدل ۱۵ اینچی فضای خوبی برای این کار در اختیار می‌گذارد اما این را هم باید اضافه کرد که کمی حاشیه صفحه نمایش به نسبت رقبایی که در بالا آنها را معرفی کردیم، زیاد است. همه کاربرانی که به این نوع لپ‌تاپ‌ها علاقه‌مندند از تولید چنین دستگاهی بسیار خوشحال خواهند شد اما باید به این موضوع هم اشاره کرد که صفحه نمایش این لپ‌تاپ به عنوان یک تبلت بسیار بزرگ است و حمل‌ونقل آن بسیار دشوار خواهد بود چرا که گویا یک کتاب بزرگ با خود این‌طرف و آن‌طرف می‌بریم.

اما زمانی که قصد استفاده از قلم را داشته باشید می‌توانید اندازه را مشاهده کنید و صفحه نمایش تمام اندازه‌های مورد نیاز برای نوشتن را مشخص می‌کند. اندازه بزرگی و کوچکی قلم برای موارد مورد نیاز کاربر کافی است به نحوی که شما می‌توانید با استفاده از صفحه نمایش یک استودیو کوچک طراحی کنید. ما حدس می‌زنیم که استفاده از این قلم حس خوبی را القا کند و نکته مهمی که می‌توان به آن اشاره کرد این است که این قلم توانسته با توانایی برقراری ارتباط متعادل و خوب با ویندوز ۱۰، جهش عظیمی ایجاد کند. این قلم در تمامی زمینه‌های متنی، فضاهای کاری ویندوز و هر بخشی که توانایی برقراری ارتباط با آن را دارد، به راحتی و با فشار دادن یک دکمه قابل استفاده است. با این ویژگی، کاربر شانس این را دارد تا به جای استفاده از چند قلم برای حالت های مختلف و شارژ کردن هر کدام، یک قلم با ظرفیت بالا در دست گیرد که کمتر نیاز به شارژ کردن دارد و به جای چندین قلم قابل استفاده است.

سیستم اقتصادی ویندوز ۱۰ بسیار کامل است به نحوی که نیازی به هیچ نرم‌افزاری که ساخت شرکت‌های دیگر است، نمی‌باشد. در مجموع باید به این موضوع اشاره کرد که کاربران بر اساس استفاده خود از این دستگاه آن را انتخاب می‌کنند. ممکن است شما یک هنرمند و یا یک طراح باشید که می‌توان گفت نیازتان را برطرف خواهد کرد اما اگر قصد مرور کردن صفحات مختلف اینترنتی را داشته باشید می‌توان گفت در این لپ‌تاپ یک امکان عمومی است و نمی‌توانید به صورت حرفه‌ای از آن استفاده کنید.

با این حال مشکلاتی هم وجود دارد. در جعبه این لپ‌تاپ، شما قلم را پیدا نخواهید کرد زیرا شامل موارد همراه سرفیس بوک ۲ نمی‌شود بنابراین برای استفاده و لذت بردن از آن باید ۱۰۰ دلار دیگر هم بپردازید. ما با این عمل و تصمیم مایکروسافت موافق نیستیم و ترجیح می‌دهیم که قلم مثل هر دستگاه مشابه دیگری در جعبه خود آن وسیله باشد؛ نه تنها به خاطر قیمت بلکه به این دلیل که این قلم بخش مهمی از تجربه ویندوز۱۰ است. اگر قصد خرید این لپ‌تاپ را دارید که موافق این عمل هستیم، حتماً این قلم را نیز خریداری کنید.

صفحه نمایش بسیار پویا

رزولوشن صفحه نمایش سرفیس بوک ۲ ۳۲۴۰*۲۱۶۰ پیکسل می‌باشد و با اینکه کیفیت آن ۴K نیست اما در هر اینچ ۲۶۰ پیکسل وجود دارد که برای نمایش جزئیات و تصاویر با کیفیت بالا کافی است. اما اگر به حاشیه صفحه نمایش نگاه کنید ممکن است لبه‌هایی وجود داشته باشد که باید گفت مشکل به نمایشگر و یا پیکسل‌های آن مربوط نمی‌شود بلکه یک مشکل نرم‌افزاری است.

در مدل‌های قبلی سرفیس هم از پیکسل برای صفحه نمایش استفاده شده است و همانطور که می‌دانید این خانواده دارای صفحه نمایش‌های باکیفیتی هستند که در واقع اینگونه می‌توان عنوان کرد که بهترین صفحه نمایش را در بین لپ‌تاپ‌های ویندوزی این سری دارد. اما این نمایشگر باکیفیت، مشکلاتی هم ایجاد می‌کند که به عنوان مثال می‌توان به مصرف زیاد باتری اشاره کرد.

در زیر می‌توانید نمودارهای مقایسه‌ای در مورد بازدهی و عملکرد صفحه نمایش این لپ‌تاپ نسبت به سایر رقیبان را مشاهده کنید

میانگین خطاهای رنگ صفحه نمایش سرفیس بوک ۲ همانطور که در بالا می‌توانید آن را مشاهده کنید برابر با ۳٫۹۶ است بنابراین کمترین میزان خطا در این نمودار مربوط به مک‌بوک پرو اپل می‌باشد. در تست‌های انجام شده هیچ مدلی عملکرد بهتری از این لپ‌تاپ تولید شده توسط اپل نداشته است. سری سرفیس بوک ۲ به طور کلی صفحه نمایش بسیار براقی دارند که همین موضوع سبب می‌شود تا نمایشگر آنها خیلی مناسب مطالعه کردن نباشد. همه چیز در صفحه نمایش این وسیله بسیار روشن و براق است و این موضوع شاید غیرمنطقی تلقی شود. البته این مسئله برای عکاسان و تدوین‌گران فیلم‌ها و سایر افرادی که در زمینه‌های مشابه فعالیت می‌کنند ممکن است خیلی دقیق نباشد.

طیف رنگ صفحه نمایش این لپ‌تاپ بسیار خوب است و می‌توان گفت ۹۵ درصد از sRGB و ۷۱ درصد از AdobeRGB را پشتیبانی می‌کند. این لپ‌تاپ در این زمینه از لنوو Yoga 920 تقریباً جلوتر است و در جایگاه بهتری قرار می‌گیرد اما از مک‌بوک پرو و Dell’s XPS   ۱۵ اینچی به ترتیب عقب‌تر است و این دو لپ‌تاپ در جایگاه بهتری قرار دارند.

کنتراست داستانی مستقل از موارد ذکر شده در بالا دارد. نرخ کنتراست صفحه نمایش این لپ‌تاپ در بیشترین حالت میزان درخشش، ۱۴۱۰:۱۰ می‌باشد. نتیجه این است که جزئیات عنوان شده از سرفیس بوک تقریباً نزدیک به بهترین کیفیت ثبت شده از یک صفحه نمایش OLED  است؛ امکانی که در هیچ کدام از مدل‌های سرفیس بوک ۲ وجود ندارد. تنها مدلی که در این زمینه از این لپ‌تاپ بهتر است XPS15  شرکت Dell می‌باشد که البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند. اما پس از این دو مدل تنها مدل مک‌بوک پرو جای گرفته که به نسبت این مدل در جایگاه پایین‌تری قرار دارد. نمودار تمامی این موارد را می‌توانید در بالا مشاهده کنید. سطح سیاهی تصویر و بخش های تاریک به خوبی در این صفحه نمایش نشان داده می‌شود؛ به خصوص در تصاویر و فیلم‌ها که جزئیات خوبی قابل مشاهده است.

در عین حال معتقدیم که رنگ‌های صفحه نمایش سرفیس بوک ۲ طبیعی نیستند اما باید این را هم اضافه کنیم که نمی‌توان گفت این رنگ‌ها جذابیتی ندارند. نسبت کنتراست بالا و ترکیب شدن رنگ‌های مات با یکدیگر منجر به ایجاد یک تصویر فوق‌العاده و واضح می‌شود. تمامی موارد بالا زمانی مشخص می‌شوند که یک تصویر با کنتراست و رزولوشن بالا داشته باشیم؛ مانند ویدیو غروب خورشید و یا آتش بازی در شب.

مانند سایر لپ‌تاپ های ۱۵ اینچی که صدا را با کیفیت خوبی پخش می‌کنند این لپ‌تاپ هم کیفیت صدای خوبی دارد و صوت را با وضوح و کیفیت بالا اجرا می‌نماید. صدای استریو مشکلی با پخش کردن یک فایل صوتی برای یک اتاق متوسط ندارد. شما می‌توانید میزان بلندی صدای دستگاه خود را تنظیم کنید اما این موضوعی است که سرفیس بوک ۲ در آن کمی مشکل دارد. زمانی که شما صفحه نمایش این لپ‌تاپ را به عنوان تبلت در دست گرفتید، لرزش‌هایی را احساس خواهید کرد. می‌توان دلیل آن را فرکانس های تولیدی توسط بلندگوی این لپ‌تاپ عنوان کرد. برای حل این مشکل اگر میزان صدا و تنظیمات صوتی دستگاه را کم کنید، مشکل برطرف خواهد شد.

نظر شما کاربران تکفارس در رابطه با این لپ‌تاپ و زمینه های عنوان شده چیست؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.




در ماه نوامبر سال گذشته، شایعه‌ای به بیرون درز کرد که بر اساس آن قرار بود اپل به جای روشی که در حال حاضر در دوربین جلوی تلفن‌هایش استفاده می‌کند از تکنولوژی‌های ارزان‌تری برای دوربین‌های پشت آیفون‌های ۲۰۱۹ استفاده کند. تکنولوژی فعلی اپل برای دوربین عمق واقعی به این صورت است که با فرستادن سی هزار نقطه لیزری به سمت صورت شخص، یک نقشه سه بعدی برای حسگر  Face ID ایجاد می‌کند. حالا گفته می‌شود که اپل از این به بعد می‌خواهد از تکنولوژی زمان پرش به جای آن استفاده کند. این تکنولوژی زمانی را که یک لیزر صرف می‌کند تا از سطح یک جسم بازتاب کند را اندازه می‌گیرد تا یک مدل سه بعدی از آن ایجاد کند. ساخت این تکنولوژی ارزان‌تر و راحت‌تر از روش فعلی اپل است.

حالا حدودا یک سال پس از آن شایعه، صحت آن تایید شد. بر اساس گفته‌های وبسایت Bloomberg، اپل برای استفاده از حسگرهای جدید سونی که در تابستان گذشته تولید آن‌ها را آغاز کرده اشتیاق نشان داده است. این تراشه‌ها از تکنولوژی زمان پرش استفاده می‌کنند تا یک تصویر سه بعدی خلق کنند. مدیر بخش حسگرهای سونی، ساتوشی یوشی هارا، اعلام کرده که چندین کمپانی مشتاق استفاده از تراشه‌های ما هستند. به همین خاطر نیز سونی تولید این تراشه‌ها را افزایش داده است. انتظار می‌رود که این حسگرها در دوربین‌های پشت و جلوی بسیاری از تلفن‌های هوشمند سال آینده استفاده شوند.

او همچنین اضافه کرد:

” دوربین‌ها تلفن‌های هوشمند را منقلب کردند و بر اساس چیزهایی که من تا به حال دیدم، همین انتظار را از حسگرهای سه بعدی دارم، درست است که سرعت پیشرفت در هر زمینه متفاوت است اما قطعا در آینده شاهد همه‌ گیر شدن حسگرهای سه بعدی خواهیم بود.”

اما به این حال تا جایی که به آیفون مربوط است، تحلیلگر معروف اطلاعات، مینگ چی کائو انتظار ندارد که اپل به زودی سراغ سیستم زمان پرش برود. کائو او اشاره می‌کند که حساسیت و عمقی که دوربین دوگانه به کار رفته در پشت آیفون‌ها حتی از زمان آیفون ۷ کافی است و اپل حداقل تا پایان سال ۲۰۱۹ نیازی به ارتقای تکنولوژی‌های خود ندارد.




تصور کنید که شما می‌توانستید گوشی هوشمند، تبلت و یا هدست واقعیت افزوده‌ی (AR) خود را به سمت یک تصویر ثابت بگیرید و این تصویر در جلوی چشمان شما متحرک شود. این چیزی است که احتمالا با استفاده از آخرین تکنولوژی واقعیت افزوده، مانند ARKit اپل یا ARCore گوگل به واقعیت تبدیل خواهد شد. هرچند که ما این روند را قبلا دیده‌ایم و معمولا فقط محدود به یک یا دو تصویر منتخب است – به عنوان مثال، ابزارهای انیمیشن سازی بیلبورد‌های تبلیغاتی.

محققان از دانشگاه واشنگتن و فیسبوک چیزی ساخته‌اند که بسیار متنوع‌تر است. پروژه جدید “Photo Wake-Up” شخصیت‌های ثابت در هر تصویر را متحرک می‌کند و در نتیجه آنها از پس زمینه به سمت شما  حرکت می‌کنند. دیگر پس از این فناوری چه کسی به تصاور ثابت و خسته کننده‌ی قدیمی نیاز خواهد داشت؟

محققان در مورد پروژه‌ی خود نوشتند:

کمک کلیدی در این مقاله [در ابتدا]، کاربرد فناوری نظارت و تحرک انسان‌ها در عکسهای تکی سه بعدی ۳D است. [دوم]، یک روش جدید پیچیده‌ی دو بعدی برای تغییر شکل بدنه‌ی مدل  متناسب با پیچیدگی فرد برای ایجاد یک شبکه متحرک است و [سوم]، استفاده از یک روش برای هماهنگی جزئی و خودکار تصویر. ما روش‌های پیشرفته را با نتایج مطالعات انسانی ارزیابی و مقایسه کردیم. علاوه بر این، ما یک رابط تعاملی را ارائه دادیم که اجازه می‌دهد تا دوباره شخص را در قالب سه بعدی قرار دهیم. در نهایتاز فناوری واقعیتافزوده استفاده نمودیم که فرد متحرک سه بعدی بتواند از عکس به دنیای واقعی حرکت کند.

این افکت با موفقیت بر روی عکس‌ها، پوسترها و کارهای هنری تثبیت شده است. در حال حاضر، تحقیق هنوز در یک مرحله نسبتا اولیه است، هرچند که در تشخیص شخصیت‌های انسانی در طیف وسیعی از تصاویر، بدون در نظر گرفتن اینکه چهره‌های نقاشی مدرنیست در نقاشی پیکاسو بوده یا از یک عکس سیاه و سفید، به خوبی عمل می‌کند .

در این مقاله، محققان پیشنهاد می‌کنند که این کار می‌تواند راه‌های جدیدی برای “لذت بردن و ارتباط برقرار کردن” با تصاویر ایجاد کند. همین طور می‌توان تعاملات مشابهی را گسترش داد، مثلا، ساخت مدل‌های متحرک اتومبیل‌، حرکت ابر و سایر موارد از این قبیل. این می‌تواند شروع یک  حرکت بسیار هیجان انگیز باشد. البته باید در نظر گرفت که مطمئنا ما می‌توانیم زمان زیادی را در ساخت انیمیشن‌ها صرفه جویی کنیم.

مقاله‌ی این پروژه تحت عنوان « زنده شدن تصاویر: انیمیشن سه بعدی از یک عکس » برای خواندن به صورت آنلاین در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.




اگر فکر می‌کنید دوربین‌های دیجیتال و زنگ‌های دربی که به اینترنت متصل شده‌اند جزو هزینه‌های اضافی هستند، فقط منتظر بمانید تا ببینید افراد ثروتمند خانه‌های خود را به چه چیزهای  فوق العاده‌ای مجهز کرده‌اند. ابزارهای استاندارد امنیتی هوشمند خود را فراموش کنید، ما در حال صحبت کردن از قلعه‌های مستحکم شخصی، پنجره‌ها و کرکره‌های ضد گلوله و حتی پرده‌های لیزری هستیم. طبق گفته فوربس، هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن نیاز برخی افراد در نظر گرفته نشده باشد و در این زمینه هیچ هزینه‌ای بیش از حد نیست.

این نشریه در مورد Residence 950 صحبت می‌کند، یک خانه لوکس در سانفرانسیسکو که امنیت را بسیار جدی گرفته است – باید در نظر داشت که قیمت خانه ۴۵ میلیون دلار تعیین شده است. این باعث شده که Residence 950 گران‌ترین ملک در بازار مسکن Bay Area باشد. البته Bay Area منطقه‌ای است که کمبودی در زمینه‌ی خانه‌های بسیار گران ندارد.

Residence 950  تا چه حد غیر قابل نفوذ است؟ با گاراژ شروع می‌کنیم که ویژگی‌های ورودی به سبک غار بت من دارد که باعث سرخ شدن روی بروس وین می‌شود. این خانه عناصر امنیتی از شرکت‌های بزرگ مانند دل را برای ایجاد یک سیستم امنیتی سطح بالا به کار گرفته که به هر کسی که تلاش به وارد کند، امکاناتش را نمایان خواهد نمود. فایروال سطح سازمانی شامل یک صفحه کلید بیومتریک است که تنها به افرادی که اثر انگشت‌شان تأیید شده، اجازه‌ی ورود می‌دهد.

و این فقط در خارج از خانه نیست که با تکنولوژی سطح بالا آمیخته شده است. افراد ثروتمندی که در بازار مسکن به دنبال خانه هستند دوست دارند تا فضای داخلی خانه‌هایشان نیز امن باشد. از جمله می‌توان به اتاق‌های امن اشاره نمود که یک درخواست محبوب برای گریز در حین حمله به خانه است، درخواست دیگر سیستم‌های دوربین‌ امنیتی با مقدار زیادی حافظه‌ی برای ذخیره کردن ویدئو‌ها است. بعضی از آنها تا جایی پیش می‌روند که حتی  کرکره‌های ضد گلوله را برای ایجاد مانع در برابر افراد مسلح درخواست می‌دهند.

این امکانات ذکر شده  حتی به پای برخی از درخواست‌های واقعی که توسط فوربس بیان شده هم نمی‌رسد. در میان این درخواست‌ها می‌توان به اقدامات ضد فلش اشاره کرد که می‌تواند از عکاسی پاپاراتزی‌ها جلوگیری نماید. برخی افراد مکانیزم‌های به دام انداختن خرابکاران را درخواست داد‌ه‌اند که مهاجمین را در داخل خانه به دام می‌اندازد و تا قبل از رسیدن مقامات انتظامی از فرار آنها جلوگیری می‌کند.

اقدامات امنیتی فراتر از ورود غیر مجاز به خانه می‌شود. بعضی از خانه‌ها برای حملات در سطح فیلم‌های اکشن آماده شده‌اند. این اقدامات شامل کف و دیوارهای ضد انفجار است که می‌تواند در مقابل هر گونه انفجار مقاومت کند. حتی در صورت حمله شیمیایی نیز خانه‌هایی با حمایت امنیتی در مقابل این نوع تهدیدات وجود دارد، از جمله یک چادر پاپ آپ که برای ایجاد یک پناهگاه امن برای هر کسی بوده که ممکن است نگران ورود مواد شیمیایی به خانه باشد.

در صورت دسترسی و امکان شما چتدابیر امنیتی را برای خانه‌های خود در نظر می‌گیرید؟ کدامیک از موارد ذکر شده را افراطی می‌بینید؟ لطفا نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

 

مقایسه تخصصی OnePlus 6 و Xiaomi Mi 8

بدون دیدگاه




شیائومی و وان‌پلاس دو تولیدکننده گوشی هوشمند چینی هستند که نام آنها مدت زیادی است روی زبان‌ها افتاده است. شاید هم دلیل چنین اتفاقی، تولیدات باکیفیت آنها بوده است زیرا دو محصول جدید این کمپانی در حال حاضر جزو بهترین و مقرون به صرفه‌ترین گوشی‌های اندرویدی به حساب می‌آیند. اما اگر خواستیم یکی از این دو گوشی را بخریم، کدام یک بهتر است؟ با تکفارس همراه باشید تا به این سؤال پاسخ دهیم.

تفاهم در بسیاری از زمینه‌ها

اگرچه وان‌پلاس ۶ و شیائومی می ۸ تولید شده توسط یک شرکت نیستند ولی نقاط مشترک آنها زیاد است. برای مثال، در نمایشگر هر دو ناچ دیده می‌شود و نسبت بدنه به تصویر نیز ۸۳٫۸ درصد است بنابراین نتیجه می‌گیریم در قاب جلویی، به هم شبیه هستند. البته بریدگی موجود در شیائومی می ۸ کمی واضح‌تر است که همین باعث می‌شود ما را یاد آیفون ایکس بیندازد.

علاوه بر سایز تقریباً یکسان (۷٫۶*۷۴٫۸*۱۵۴٫۹ میلی‌متر برای شیائومی می ۸ و ۷٫۸*۷۵٫۴*۱۵۵٫۷ میلی‌متر برای وان‌پلاس ۶)، پردازنده و رم آنها نیز یکی است یعنی در هر دو گوشی چینی، شما کووالکوم اسنپدراگون ۸۴۵ با رم ۶ گیگی را مشاهده خواهید کرد هرچند نمونه پیشرفته‌تر وان‌پلاس ۶ با رم ۸ گیگی هم در بازار یافت خواهد شد. در زمینه مموری، شیائومی و وان‌پلاس، استراتژی که اپل اتخاذ کرده را دنبال کرده‌اند بنابراین به فکر قرار دادن مموری کارت نباشید زیرا باید از میان نسخه‌های ۶۴، ۱۲۸ و ۲۵۶ گیگابایتی حافظه داخلی یکی را برگزینید.

مشخصاً با توضیحات ارائه شده، می‌توانیم بگوییم که هم وان‌پلاس ۶ و شیائومی می ۸ از نظر دوام باتری و عملکرد نیز یکسان هستند و سرعت مناسب و روانی دارند. گیمرها اصلاً نباید نگران هنگ کردن این گوشی‌ها باشند پس به طور کلی هر دو دستگاه مورد بحث ما به یک‌دیگر شباهت زیادی دارند و تفاوت آنها در جزئیات است.

مشخصات فنی شیائومی می ۸ و وان‌پلاس ۶

  شیائومی می ۸ وان‌پلاس ۶
ابعاد ۷٫۶*۷۴٫۸*۱۵۴٫۹ میلی‌متر ۱۵۵٫۷*۷۵٫۴*۷٫۷۵ میلی‌متر
وزن ۱۷۲ گرم ۱۷۷ گرم
دوام باتری ۳۳۰۰ میلی‌آمپر ۳۳۰۰ میلی‌آمپر
اندازه صفحه نمایش ۶٫۲۱ اینچ ۶٫۲۸ اینچ
نوع صفحه نمایش AMOLED AMOLED
رزولوشن ۱۰۸۰*۲۲۴۸ پیکسل ۱۰۸۰*۲۲۸۰ پیکسل
دوربین سلفی ۲۰ مگاپیکسل ۱۶ مگاپیکسل
دوربین عقب ۱۲ مگاپیکسل ۱۶ مگاپیکسل
فلش چراغ LED دوگانه چراغ LED دوگانه
سیستم عامل اندروید ۸٫۱ اندروید ۸٫۱
رابط کاربری MIUI Oxygen OS
رم ۶ گیگ ۶ یا ۸ گیگ
حافظه داخلی ۶۴ یا ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت ۶۴ یا ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت
امکان قرار دادن مموری کارت وجود ندارد وجود ندارد
تراشه کووالکوم اسنپدراگون ۸۴۵ کووالکوم اسنپدراگون ۸۴۵
تعداد هسته‌ها ۸ ۸
نهایت سرعت پردازنده‌ها ۲٫۸ گیگاهرتز ۲٫۸ گیگاهرتز
اتصالات HSPA

LTE

NFC

دو سیمکارت

بلوتوث ۵٫۰

HSPA

LTE

NFC

دو سیمکارت

بلوتوث ۵٫۰

وان‌پلاس ۶ بخرید اگر . . .

رابط کاربری نزدیک به اندروید خام می‌خواهید

در این‌جاست که باید اولین تفاوت وان‌پلاس ۶ و شیائومی می ۸ را بیان کنیم. شما در یک سمت شاهد رابط کاربری Oxygen OS 5.1.9 مبتنی بر اندروید ۸٫۱ خواهید بود و در سمتی دیگر، از رابط کاربری MIUI مبتنی بر اندروید اوریو استفاده خواهید که البته به سیستم عامل iOS نزدیک‌تر است.

مطمئناً رابط کاربری Oxygen OS طرفداران اندروید را خوشحال خواهد کرد زیرا منوهای آن برای اکثر افراد آشنایی دارد. ضمن اینکه هم‌اکنون نیز می‌توانیم تأثیر اندروید P را در آن ببینیم. برای مثال، کشیدن انگشت به سمت بالا، هوم‌اسکرین را باز می‌کند. کشیدن انگشت در چپ یا راست به سمت بالا از مرز کناری صفحه نمایش، حکم دکمه بازگشت را خواهد داشت. برای دسترسی به حالت چند برنامگی نیز باید انگشت خود را از پایین نمایشگر به سمت بالا بکشید.

گوشی قرمز رنگ می‌خواهید

اگر به اصل بودن هر چیزی علاقه‌مند هستید و رنگ قرمز را بیشتر دوست دارید، مطمئناً جدیدترین نمونه تولید شده وان‌پلاس ۶ اسباب رضایت شما را فراهم خواهد آورد. این دستگاه که در زمان معرفی با رنگ‌های مشکی ساده، مشکی براق و سفید خاکستری مشاهده شد، حالا نسخه قرمز رنگ آن نیز به بازار آمده است. به گفته Pete Lau (مدیرعامل وان‌پلاس) برای تولید وان‌پلاس ۶ به رنگ قرمز، از تکنیک لایه لایه‌ای استفاده شده تا علاوه بر زیبایی، کیفیت و ارزش محصول را نیز بالا ببرد.

جک هدفون ۳٫۵ میلی‌متری می‌خواهید

اگرچه وان‌پلاس ۶ یک پرچمدار است ولی از معدود گوشی‌های برتر یک کمپانی می‌باشد که جک هدفون ۳٫۵ میلی‌متری دارد. شرکت چینی تولیدکننده هنوز تصمیم خاصی برای کنار گذاشتن پورت محبوب هندزفری‌ها اتخاذ نکرده هرچند هم‌اکنون هدفون‌های Bullet Wireless را عرضه کرده است تا بتواند آلترناتیو مطمئنی در آینده داشته باشد.

شیائومی می ۸ بخرید اگر . . .

می‌خواهید هزینه کمتری بپردازید

وقتی بین انتخاب دو گوشی با مشخصات فنی یکسان دو دل هستید، معمولاً قیمت، فاکتور تعیین‌کننده‌ای است. در حالی که هنوز قیمت رسمی شیائومی می ۸ اعلام نشده ولی باید اعتراف کنیم که این دستگاه نسبت به وان‌پلاس ۶ ارزان‌تر است. این را هم مد نظر قرار دهید که ممکن است محصول وان‌پلاس با تولید شیائومی چند صد دلار اختلاف قیمت داشته باشد.

کیفیت عکس‌های گرفته شده برایتان اهمیت دارد

اگرچه هر دو دستگاه نامبرده در این مقاله، در زمینه عکاسی عملکرد مناسبی دارند ولی شیائومی می ۸ کیفیت تصاویری بهتری را نشان داده است. مطمئناً تفاوت‌ها ناچیز هستند ولی دوربین اصلی دوگانه محصول شیائومی (۱۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/1.8 و ۱۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.4) بهتر کار می‌کند زیرا پرتوگیری دقیقی دارد، رنگ‌ها از شفافیت و کیفیت بالایی برخوردارند، تعادل نور سفید عالی است و نویز موجود روی تصاویر هنگام عکاسی در شرایط نور کم بسیار ناچیز است. این را هم بگوییم که افکت بوکه، به بهترین شکل، خود را در شیائومی می ۸ نشان می‌دهد.

درباره تصاویر گرفته شده نیز باید بگوییم که کیفیت آنها نسبت به خروجی وان‌پلاس ۶ بهتر است.

 کیفیت تصاویر و ویدیوهای گرفته شده با شیائومی می ۸

 کیفیت تصاویر و ویدیوهای گرفته شده با وان‌پلاس ۶

می‌خواهید متفاوت باشید

با توجه به اینکه مدتی است وان‌پلاس ۶ وارد بازار شده ولی هنوز کسی نتوانسته شیائومی می ۸ را ببیند، قطعاً با خرید دستگاهی که تازه راه خود را در بازار پیدا کرده، می‌توانید نسبت به دیگران متفاوت باشید. این گوشی که یکی از تولیدات موفق شرکت شیائومی است، توانایی رقابت با پرچمداران بزرگ را دارد. این گوشی هوشمند از بسیاری از جهات با کیفیت است؛ از جمله: طراحی جذاب، صفحه نمایش AMOLED و ظاهری فشرده. در نهایت، مهم‌ترین مشکل این دستگاه، در دسترس نبودن آن در همه کشورهاست.

سؤال آخر: ما باید کدام یک را خریداری کنیم؟

مطمئناً ما در مورد دو گوشی فوق‌العاده و فوق پیشرفته چینی صحبت می‌کنیم بنابراین انتخاب بهترین نمونه آنها اصلاً کار آسانی نیست زیرا طراحی هر دو بسیار زیباست و بدنه باکیفیتی دارند. ضمن اینکه از مشخصات فنی قدرتمندی نیز بهره می‌برند اما اگر نظر ما را می‌خواهید، وان‌پلاس ۶ گزینه بهتری است زیرا هنوز شیائومی می ۸ وارد بازار نشده تا بتوانیم در مورد آن با قطعیت سخن بگوییم. جدای از این، محصول وان‌پلاس از تکنولوژی شارژ سریع Dash استفاده می‌کند که حتماً توسط بسیاری‌ها مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

شما کدام گوشی را بر دیگری ترجیح می‌دهید؟ نظر خود را با دیگران در قسمت انتهای خبر به اشتراک بگذارید.




چند ماه قبل وقتی گوشی موتورولا P30 طراحی آیفون اکس را کپی کرد، بازخوردهای منفی زیادی برای خود دست و پا کرد. اما آنطور که پیداست موتورولا قرار نیست برای مدل P40 این اشتباه را تکرار کند.

یک رندر لو رفته از گوشی جدید موتورولا این را به ما نشان می‌دهد که این تلفن قرار است از صفحه نمایشی ۶٫۲ اینچی و حفره دار بهرمند باشد. در مقایسه با سامسونگ گلکسی A8s و هوآوی Nova 4 چانه‌ای که در این تلفن بکار رفته پهنای بیشتری دارد و آرم موتورولا را در خود جای می‌دهد. البته از حق نگذریم، کناره‌های این تلفن بسیار باریک بنظر می‌رسند.

هنوز خبری در مورد رزولوشن دوربین سلفی این تلفن که در حفره‌ای در گوچه بالا سمت چپ قرار می‌گیرد نداریم اما انگار قرار است دوربین اصلی این تلفن یک شاتر دوگانه ۴۸ مگاپیکسلی باشد.

بدون شک پنل پشت درخشان این تلفن از شیشه ساخته است. همچنین به جای حسگر اثر انگشت داخل صفحه، از حسگر قدیمی در پشت تلفن استفاده شده است.

خوشبختانه جک هدفون در این تلفن وجود دارد، آن هم در کنار یک پورت USB-C. بلندگوی این گوشی در پایین و دکمه‌های کنترل صدا در کنار آن قرار دارند.

انتظار می‌رود که موتورولا P40 از هم خانواده‌های ناچ دارش بلندتر باشد و ۱۶۰٫۱ میلی متر طول داشته باشد، همچنین انگار قرار است ظرفیت باتری آن افزایش پیدا کند که در نتیجه تلفن پهن‌تر نیز خواهد شد.

 




کارشناسان خنثی سازی بمب دیگر نیاز ندارند تا در هر حادثه‌ی تروریستی و یا تحدیدات بزرگتر، جان خود را در کف دستان خود بگذارند و برای نجات جان افراد به تنهایی سلامت خود را به خطر بیاندازند. در ادامه‌ی خبر با ما همراه باشید.

خوشبختانه با پیشرفته علم در زمینه‌ی ربات‌ها، این دسته از افراد زحمت کش قادر خواهند بود تا ازین پس با استفاده از یک ربات واسطه، بمب‌ها را خنثی و در امنیت و سلامت کامل، کار خود را به نهایت برسانند. به گفته وزیر دفاع دولت انگلستان، ارتش بریتانیا به تازگی چهار روبات پیشرفته را به خدمت گرفته است قادر خواهند بود تا در عملیات‌های خنثی سازی بمب به کارشناسان این زمینه کمک کنند و جان انسان‌ها (از جمله خود کارشناسان خنثی کننده‌ی بمب را نیز) نجات دهند.  بر خلاف سایر ماشین و ابزار آلات خنثی سازی بمب، این ربات‌ها از فناوری «بازخورد لمسی پیشرفته» یا advanced haptic feedback بهره‌مند هستند که این قابلیت به آن‌ها اجازه می‌دهد تا حس لامسه را برای اپراتور یا کارشناس خنثی کننده‌ی بمب تداعی کنند، به این صورت که اپراتور هدایت کننده‌ی این ربات‌ها به کمک این قابلیت قادر خواهد بود تا آنچه را که بازو‌های مکانیکی این ربات لمس می‌کند (از جمله سیم و دیگر تشکیلات بمب) را لمس و احساس کند. این قابلیت به وسیله‌ی یک دستگاه کنترل لمسی قابل دستیابی شده است.

قابلیت دیدن به عنوان یک کارشناس خنثی کننده‌ی بمب به سطح بالایی از مهارت نیاز دارد، به ویژه هنگامی که این دسته از افراد با مواد منفجره دست ساز به طور بالقوه بمب گذاری شده مواجه می‌شوند و در شرایطی غیر معمول و یا غیر منتظره قرار می‌گیرند، در این شرایط وجود بازخورد لمسی قابلیتی است که کارشناسان به واسطه‌ی آن می‌توانند دامنه‌ی عملکردی خود را گسترش و بازده مفیدتری را از این ربات‌ها دریافت کنند.

در ادامه‌ی برنامه‌ریزی‌ها این چهار ماشین که به ارتش بریتانیایی تحویل داده می‌شود تنها کسر کوچکی از مقدار نیروی رباتیکی است که در این حوزه در قرار داد‌های نیروی نظامی حکومت بریتانیا یاد شده است، این سازمان دولتی در این حوزه برای تجهیز ناوگان راباتیکی خود با شرکت هریس (Harris) وارد قرار داد شده است. علاوه بر وجود قابلیت بازخورد لمسی، ربات بدون سرنشین T7 همچنین مجهز به دوربین‌هایی با کیفیت HD بوده و این قابلیت را دارد تا از تمام سطوح فیلم برداری انجام دهد.

ارتش بریتانیا این چهار ماشین اولیه را پس از چند مرحله آزمون‌های ویژه و تدارک دیده شده برای سنجش این ربات‌ها تحویل گرفت. مراحل آزمایشی که به طور گسترده و در طی هشت هفته در کشورهای انگلیس و ایالات متحده مورد آزمون و اجراء قرار گرفت. این ربات‌ها در طی این عملیات آزمایشی مجبور بودند چندین ماموریت در میدان جنگ و همچنین وظایف وزنه برداری و مهارت‌های مختلف دیگری را در میان بسیاری از آزمایشات دیگر را با موفقیت به انجام برسانند. سرهنگ زک اسکات (Zac Scott)، رئیس اداره خنثی سازی مواد منفجره و دفاعی ارتش، توضیح داد:

ربات هریس T7 با بهره گیری از تکنولوژی پیشرفته برای ارائه اپراتورهای EOD از سطوح بی‌سابقه‌ای از تحرک و مهارت بهره‌مند شده است که این مهم نشان دهنده یک گام بزرگ در جهت تغییر سطح توانایی پرسنل خدمات رسان ما خواهد بود و و ما در نهایت جان‌های بسیاری را به واسطله‌ی این ربات نجات خواهیم داد.

انتظار می رود اسکات و تیم او ۵۲ دستگاه دیگر را به عنوان بخشی از قرارداد نظامی ۵۵ میلیون پوندی (۷۰ میلیون دلار) دولت بریتانیا در ادامه‌ دریافت کنند. نظرات خود را در رابطه با این خبر با ما به اشتراک بگذارید.




به عنوان هدیه برای تعطیلات کریسمس، Mars Express Orbiter تصاویری از یک دهانه بزرگ پر از یخ در سطح مریخ را به زمین ارسال نمود.

ماموریت Mars Express Orbiter توسط سازمان فضایی اروپا (ESA) در ژوئن ۲۰۰۳ آغاز شد و در دسامبر همان سال به مدار سیاره سرخ اعزام شد. از آن زمان، این مدارگرد در حال بررسی سطح مریخ با استفاده از دوربین با وضوح بالا و همچنین ابزارهای دیگر مانند رادار و طیف سنج است. کشف آب زیر یک کلاهک یخی در مریخ در اوایل امسال، دستاوردی بزرگ بود که از اطلاعات جمع آوری شده توسط این ماموریت حاصل شده است.

در حال حاضر مدارگرد این تصاویر را از یک دهانه بزرگ ، با قطر ۵۱ مایل گرفته و این دهانه در مناطق کم ارتفاع شمال مریخ واقع شده است. اگر چه دهانه پر از برف به نظر می‌رسد اما در واقع حاوی یخ است و دانشمندان تخمین می‌زنند که یخ در مرکز آن ۱٫۱ مایل ضخامت داشته باشد. آنها معتقدند که این دهانه به دلیل یک پدیده که به عنوان “تله‌ی سرد” شناخته می‌شود در طول سال به شکلی ثابت باقی خواهد ماند. این پدیده به گونه‌ای است که عمیق‌ترین قسمت یخچال که حاوی یخ بوده هوای در جریان را سرد می‌کند. هوای خنک سپس به سمت پایین می‌رود و یک لایه هوای سرد بالای یخ ایجاد می‌کند که مانند سپر عمل کرده و یخ را پایدار نگه می‌دارد و مانع از ذوب بودن آن می‌شود.

تصویر دهانه، ترکیبی از پنج تصویر مختلف است که هر کدام از آنها توسط یک دوربین در Mars Express گرفته شده است. این دوربین با نام (Stereo Camera High Resolution Mars Express (HRSC نامگذاری شده است. این تصاویر در ابتدای سال گرفته شدند و با هر گردش به دور مریخ مدارگرد قادر به ضبط یک قطعه دیگر از تصویر بود. سپس پنج عکس توسط ESA به یک عکس تبدیل  و به اشتراک گذاشته شده است.

دهانه کروولف براساس سرجی کروولف، طراح فضاپیما که به عنوان پدر فضانوردی شوروی شناخته می‌شود، نامگذاری شده است. او در ماموریت‌های تاریخی مانند برنامه Sputnik و اولین ماموریت شوروی به ماه کار کرده است.




به روز رسانی دیگری از سطح مریخ به زمین ارسال شده است و کاوشگر InSight  ناسا با موفقیت اولین ابزار خود را بر روی سطح این سیاره قرار داده است. در این هفته کاوشگر InSight  سنسور مسی رنگی خود را روی سطح مریخ قرار داده است.  این وسیله می‌تواند اطلاعات مربوط به ارتعاشات عمیق سیاره را جمع آوری کند.

قرار دادن لرزه نگار، که به طور رسمی‌ به عنوان آزمایش لرزه برای ساختار داخلی (SEIS) شناخته می‌شد، یک عملیات ظریف بوده زیرا لازم است تا درست در سطح مریخ قرار بگیرد و از سنگ‌های بزرگ و دیگر خطرات بالقوه اجتناب شود. تیم ناسا از یک مدل در تست آزمایشگاه پیش‌رانش جت استفاده کردند تا اطمینان حاصل شود که دستورات فرستاده شده به کاوشگر، باعث حرکت صحیح ابزار می‌شود. آنها همچنین از تصاویری که توسط Camera Deployment Instrument Lander جمع آوری شده استفاده کردند تا قبل از اینکه دستگاه از بدنه‌ی کاوشگر برداشته شده و سطح مریخ قرار گیرد، از بی خطر بودن محیط نصب اطمینان حاصل گردد.

مشکل دیگر این بود که کاوشگر در یک توده پر از شن و ماسه فرود آمده است که در زاویه کمی‌ با سطح قرار دارد و سنسور باید روی سطح صاف قرار گیرد. سطحی که در حال حاضر روی آن قرار گرفته، زاویه بسیار کم دو تا سه درجه دارد، اما تیم اطمینان داده که می‌تواند در عرض چند روز آینده آن را به سطح صاف برساند.

لرزه سنج مهم‌ترین ابزار InSight بوده که برای سه چهارم اهداف علمی‌ ماموریت مورد نیاز است. وظیفه‌ی لرزه سنج این است که به  ارتعاشات داخل مریخ، که به نام Marsquake شناخته می‌شود، گوش دهد. هنگامی‌ که یک Marsquake اتفاق می‌افتد، این دستگاه مانند یک فلاش بکار می‌افتد. لرزه سنج به دانشمندان اجازه می‌دهد که داخل این سیاره را با نگاه کردن مدل عبور امواج از لایه‌های مختلف سیاره، ببینند. با استفاده از این اطلاعات، دانشمندان می‌توانند تعیین کنند که اندازه لایه‌های داخل سیاره و مواد موجود در آنها چقدر است.

Philippe Lognonné، محقق اصلی SEIS، این ابزار را به عنوان یک دستگاه ضبط صوت توصیف می‌کند – این تشبیه بسیار مناسب است به این دلیل که اخیرا صدای بادهای مریخ را ضبط کرده است. او گفت:

داشتن سنسور بر روی سطح مریخ مانند نگه داشتن یک تلفن در کنار گوش شما است. ما بسیار هیجان زده هستیم زیرا در حال حاضر برای گوش دادن به همه امواج لرزه‌ از زیر سطح و عمق مریخ،  بهترین موقعیت را داریم.

مقاله قبلی ارسال تصاویر از دهانه‌ی یخ زده در مریخ توسط Mars Express
مقاله بعدی Honor View 20 اولین گوشی خواهد بود که در ساخت آن از نانولیتوگرافی استفاده می‌شود





آنر وعده معرفی یک تلفن هوشمند جدید با صفحه نمایش حفره دار را برای اواسط ژانویه داده بود اما انگار این کمپانی چینی نمی‌توانست صبر کند، چرا که آنر ویو ۲۰ به طور رسمی در چین معرفی شده و قرار است به صورت جهانی نیز در تاریخ ۲۲ ژانویه در فرانسه معرفی شود.

ظاهرا دستگاه جدید آنر اولین تلفن هوشمندی است که از فناوری نانولیتوگرافی استفاده می‌کند تا یک بافت نانو نامرئی در پشت گوشی ایجاد کند. با این کار پشت این دستگاه زیباتر خواهد بود و عمر بیشتری نیز خواهد داشت. اگر نمی‌دانستید نانولیتوگرافی علم حک کردن، نوشتن یا پرینت کردن بر روی سطوح با ضخامت زیر ۱۰۰ نانو متر است.

همچنین آنر ویو ۲۰ از صفحه نمایش حفره دار استفاده می‌کند تا اندازه بخش قابل دیدن آن به بیشترین مقدار ممکن برسد. بر اساس گفته‌های آنر، این گوشی اولین تلفن هوشمندی است که نمایشگر آن دید کامل نسخه ۳٫۰ ارائه می‌دهد و نسبت بدنه به صفحه آن مقدار باور نکردنی ۹۱٫۸ درصد است.

این تلفن یک دوربین اصلی شگفت انگیز ۴۸ مگاپیکسلی و دوربین سلفی ۲۵ مگاپیکسلی دارد. در زیر لنز دوربین اصلی این تلفن حسگر تصویر بردار IMX586 سونی قرار دارد. با کمک این لنز و هوش مصنوعی بکار رفته در دوربین این تلفن، کاربران می‌توانند تصاویری با جزییات بسیار بیشتر و روشن‌تری بگیرند.

این پرچمدار از تراشه Kirin 980 استفاده می‌کند و در دو مدل با ۶ گیگ رم و ۱۲۸ گیگ حافظه داخلی یا ۸ گیگ رم و ۲۵۶ گیگ حافظه داخلی ارائه می‌شود. این تلفن صفحه نمایشی ۶٫۴ اینچی با رزولوشن فول اچ دی و یک باتری بزرگ ۴۰۰۰ میلی آمپری دارد.

اگرچه که آنر اعلام کرده این تلفن از تاریخ ۲۸ دسامبر در چین قابل خرید است. نسخه ۶ گیگابایتی این تلفن ۴۳۵ دلار و نسخه ۸ گیگابایتی آن ۵۱۰ دلار است. البته قیمت این تلفن در دیگر کشورها بیشتر خواهد بود.

در زیر می توانید تصاویر این تلفن زیبا را مشاهده کنید.

آخرین دیدگاه‌ها

    دوستان

    دسته‌ها